PC
Knowing is not enough we should do what we know
 
 
پنجشنبه 16 خرداد 1398 :: نویسنده : یکتا ...YEKTA


Image result for ‫داستان کوتاه طنز زن و غول چراغ جادو‬‎

زن در حال قدم زدن در جنگل بود که ناگهان پایش به چیزی برخورد کرد. وقتی که دقیق نگاه کرد چراغ روغنی قدیمی ای را دید که خاک و خاشاک زیادی هم روش نشسته بود.

زن با دست به تمیز کردن چراغ مشغول شد و در اثر مالشی که بر چراغ داد طبیعتا یک غول بزرگ پدیدار شد…!

زن پرسید : حالا می تونم سه آرزو بکنم ؟؟ غول جواب داد : نخیر!

زمانه عوض شده است و به علت مشکلات اقتصادی و رقابت های جهانی بیشتر از یک آرزو اصلا صرف نداره ، زن اومد که اعتراض کنه که غول حرفش رو قطع کرد و گفت : همینه که هست…

حالا بگو آرزوت چیه؟ زن گفت : در این صورت من مایلم در خاور میانه صلح برقرار شود و از جیبش یک نقشه جهان را بیرون آورد و گفت : نگاه کن. این نقشه را می بینی ؟ این کشورها را می بینی ؟ اینها ..این و این و این و این و این … و این یکی و این.

من می خواهم اینها به جنگ های داخلی شون و جنگهایی که با یکدیگر دارند خاتمه دهند و صلح کامل در این منطقه برقرار شود و کشورهای متجاوزگر و مهاجم نابود شوند.

غول نگاهی به نقشه کرد و گفت : ما رو گرفتی ؟ این کشورها بیشتر از هزاران سال است که با هم در جنگند. من که فکر نمی کنم هزار سال دیگه هم دست بردارند و بشه کاریش کرد.

درسته که من در کارم مهارت دارم ولی دیگه نه اینقدر ها. یه چیز دیگه بخواه. این محاله. زن مقداری فکر کرد و سپس گفت: ببین… من هرگز نتوانستم مرد ایده آل ام را ملاقات کنم. مردی که عاشق باشه و دلسوزانه برخورد کنه و با ملاحظه باشه.

مردی که بتونه غذا درست کنه و در کارهای خانه مشارکت داشته باشه. مردی که به من خیانت نکنه و معشوق خوبی باشه و همش روی کاناپه ولو نشه و فوتبال نگاه نکنه!  ساده تر بگم، یک شریک زندگی ایده آل.
غول مقداری فکر کرد و بعد گفت : اون نقشه لعنتی رو بده دوباره یه نگاهی بهش بندازم…!!





نوع مطلب : ...داستان کوتاه...، ... مطالب طنز ...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 31 مرداد 1396 :: نویسنده : یکتا ...YEKTA


Related image

دختری در کابل کتاب می‌فروخت و معشوقه‌اش را دید که به‌سویش میاید، در این حال پدرش در نزدیکش ایستاده بود.

به معشوقه‌اش گفت:

آیا به‌خاطر گرفتنِ کتابی‌که نامش " آیا پدر در خانه‌ هست" از شکسبرس نویسندۀ آلمانی، آمده‌یی؟

پسر گفت: نخیر! من به‌خاطر گرفتنِ کتابی به اسم " کجا باید ببینمت" از توماس هرنانیز نویسندۀ انگلیسی، آمده‌ام...



ادامه مطلب


نوع مطلب : ... مطالب طنز ...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 15 دی 1395 :: نویسنده : یکتا ...YEKTA

Image result for ‫تو خیابون یه مرد میانسال جلومو گرفت و گفت : آقا ببخشید مادر من تو اون آسایشگاه روبرو‬‎

تو خیابون یه مرد میانسالی جلومو گرفت , گفت : آقا ببخشید, مادر من تو اون آسایشگاه روبرو نگهداری میشه, من روم نمیشه چشم تو چشمش بشم چون زنم مجبورم کرد ببرمش اونجا, این امانتی رو اگه از قول من بهش بدید خیلی لطف کردید..


ادامه مطلب


نوع مطلب : ... مطالب طنز ...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


کاریکاتور اشخاص مشهور



ادامه مطلب


نوع مطلب : ... دنیـای عکـــــس ...، ... مطالب طنز ...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 31 شهریور 1395 :: نویسنده : یکتا ...YEKTA
Image result for hand craft

روزی خانمی در حال بازی گلف بود که توپش تو جنگل افتاد. او دنبال توپ رفت و دید که یک قورباغه در تله گیر کرده است.قورباغه به او گفت : اگر مرا از این تله آزاد کنی سه آرزوی تو را برآورده می کنم .زن قورباغه را آزاد کرد و قورباغه گفت : "متشکرم" ولی من یادم رفت بگویم شرایطی برای آرزوهایت هست هر آرزویی داشته باشی شوهرت 10 برابر آن را میگیرد.
زن گفت :....اشکال نداره !
زن برای اولین آرزویش میخواست که زیباترین زن دنیا شود!قورباغه اخطاردادکه شما متوجه هستید با این آرزو شوهر شما نیز جذابترین مرددنیا می شود و تمام زنان به او جذب خواهند شد؟زن جواب داد : اشکالی نداردمن زیباترین زن جهان خواهم شدواو فقط به من نگاه میکند!
بنابراین اجی مجی....... و اوزیباترین زن جهان شد!برای آرزوی دوم خود، زن میخواست که ثروتمندترین زن جهان باشد!قورباغه گفت : این طوری شوهرت ثروتمندترین مردجهان خواهد شدواو10برابرازتو ثروتمندترمی شود.زن گفت اشکالی ندارد! چون هرچه من دارم مال اوست و هرچه اوداردمال من است ...بنابراین اجی مجی ....... و او ثروتمندترین زن جهان شد!سپس قورباغه از آرزوی سوم زن سوال کرد و او جواب داد :من دوست دارم که یک سکته قلبی خفیف بگیرم و شوهرم........!!




نوع مطلب : ... مطالب طنز ...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 21 مرداد 1395 :: نویسنده : یکتا ...YEKTA


یک تهرانی، یه اصفهانی، یه شیرازی و یک آبادانی توی کافی شاپ با هم صحبت میکردند :
تهرانی: من یک موقعیت عالی دارم، می خوام بانک ملی رو بخرم !
اصفهانی: من خیلی ثروتمندم و می خوام شرکت بنز رو بخرم !
شیرازی: من یه شاهزاده ثروتمندم و می خوام شرکت مایکروسافت و اپل رو بخرم !
سپس منتظر شدند تا آبادانی صحبت کند.
.
.
.
آبادانی قهوه خود رو هم زد. خیلی با حوصله قاشق رو روی میز گذاشت.
یه کم قهوه خورد، یه نگاهی به اونها انداخت و با آرامی گفت :
نمیفروشم....!!!




نوع مطلب : ... مطالب طنز ...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :







ادامه مطلب


نوع مطلب : ... مطالب طنز ...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 8 خرداد 1394 :: نویسنده : یکتا ...YEKTA

ترول جدید , عکس های خنده دار


ادامه مطلب


نوع مطلب : ... مطالب طنز ...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 17 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : یکتا ...YEKTA

دوس دارم … - دلنوشته های طنز



ادامه مطلب


نوع مطلب : ... دنیـای عکـــــس ...، ... مطالب طنز ...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 15 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : یکتا ...YEKTA

03



ادامه مطلب


نوع مطلب : ... دنیـای عکـــــس ...، ... مطالب طنز ...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 13 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : یکتا ...YEKTA

 عکس های خنده دار از سوژه های ایرانی - سری دوم




ادامه مطلب


نوع مطلب : ... دنیـای عکـــــس ...، ... مطالب طنز ...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 2 مرداد 1393 :: نویسنده : یکتا ...YEKTA



دانشجو در ملل مختلف             ...






ادامه مطلب


نوع مطلب : ... مطالب طنز ...، ... مطالــب جــــالب ...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




دانشجوی کامپیوتر: مغز کوچک او با آن همه ذخایر اطلاعاتی بسیار پیشرفته تر
 از فلش 32 گیگ است
! 




ادامه مطلب


نوع مطلب : ... مطالب طنز ...، ... مطالــب جــــالب ...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 4 تیر 1393 :: نویسنده : یکتا ...YEKTA

湡晳牯楍牣獯景牧摡敩瑮猨慴瑲潃潬卲牴昣昸昸䔬摮潃潬卲
牴攣散散㬩潢摲牥硰猠汯摩㙣㙣㙣搻獩汰祡戺潬正潭潢摲牥
爭摡畩㩳瀲㭸漭戭牯敤慲楤獵硰敷止瑩戭牯敤慲楤獵
硰戻牯敤慲楤獵硰执獧搴摻獩汰祡戺潬正瀻獯瑩潩㩮敲
慬楴敶执獧搴筮楤灳慬㩹湩楬敮戭潬正漻敶晲潬 朣楢琴执㝧
执瑩浻牡楧㩮㔱硰执㝧执獧浻牡楧敬瑦瀰絸朣杢㑳执獧扻捡
杫潲湵潣潬㩲昣昸昸㬸慢正牧畯摮椭慭敧敷止瑩札慲楤湥楬
敮牡氬晥潴敬瑦戠瑯潴牦浯㡦㡦㡦潴捥捥捥戻捡杫潲湵浩
㩥眭扥楫楬敮牡札慲楤湥潴昣昸昸攣散散戻捡杫潲湵浩条
㩥洭穯氭湩慥牧摡敩瑮琨灯㡦㡦㡦捥捥捥㬩慢正牧畯摮椭慭
獭氭湩慥牧摡敩瑮琨灯㡦㡦㡦捥捥捥㬩慢正牧畯摮椭慭敧
敮牡札慲楤湥潴昣昸昸攣散散戻捡杫潲湵浩条㩥楬敮牡札
慲楤湥潴昣昸昸攣散散汩整㩲牰杯摩䐺䥘慭敧牔湡晳牯楍牣
獯景牧摡敩瑮猨慴瑲潃潬卲牴昣昸昸䔬摮潃潬卲牴攣散散㬩
摲牥硰猠汯摩㙣㙣㙣搻獩汰祡戺潬正潭潢摲牥爭摡畩㩳瀲
㭸漭戭牯敤慲楤獵硰敷止瑩戭牯敤慲楤獵硰戻牯敤慲
楤獵㈺硰执獧搴摻獩汰祡戺潬正瀻獯瑩潩㩮敲慬楴敶执獧
搴筮楤灳慬㩹湩楬敮戭潬正漻敶晲潬


ﺟﯿﮕﺮ ﺁﺩﻡ ﭘﺎﺭﻩ ﭘﺎﺭﻩ ﻣﯿﺸﻪ ...

ﺧﺼﻮﺻﺎً ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺖ :   
   




نوع مطلب : ... مطالب طنز ...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 1 اسفند 1392 :: نویسنده : یکتا ...YEKTA

یک سری استاد دانشگاه رو دعوت کردن به فرودگاه و اون ها رو توی یه هواپیما نشوندن و وقتی درهای هواپیما رو بستن از بلندگو بهشون اعلام کردن که :

" این هواپیما ساخت دانشجوهای شماست "

 وقتی اساتید محترم این خبر رو شنیدن، همه از دم اقدام به فرار کردن! همه رفتن به سمت در خروجی، به جز یه استاد که خیلی ریلکس نشسته بود! ازش پرسیدن: چرا نشستی؟ نگو که نمی ترسی  !!! 

استاد با خونسردی گفت: اگه این هواپیما ساخت دانشجوهای منه که شک دارم پرواز بکنه، تازه اگه روشن بشه !!!





نوع مطلب : ... مطالب طنز ...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


نتایج جالب اخلاقی ازدواج کردن آقایون ! (طنز)-www.jazzaab.ir
 

قبل از ازدواج : خوابیدن تا لنگ ظهر
بعد از ازدواج : بیدار شدن زودتر از خورشید
نتیجه اخلاقی : سحر خیز شدن
 

قبل از ازدواج : رفتن به سفر بی اجازه
بعد از ازدواج : رفتن به حیاط با اجازه
نتیجه اخلاقی : معتبر شدن
 

قبل از ازدواج : خوردن بهترین غذاها بی منت
بعد از ازدواج : خوردن غذا های سوخته با منت
نتیجه اخلاقی : تقویت معده




ادامه مطلب


نوع مطلب : ... مطالب طنز ...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 29 فروردین 1392 :: نویسنده : یکتا ...YEKTA

جوک خنده دار, مطالب طنز, مطالب خنده دار

 

کچل باشی، بری بالای شهر میگن مد روزه، بری مرکز شهر میگن سربازی، بری پایین شهر میگن زندانی بودی، این همه تفاوت توی شعاع 20 کیلومتر...!!!

***********************

یعنی فقط کافیه تو خونتون بفهمن که امتحان دارین، اونوقت بخوای بری توالتم میگن کجا؟؟؟ مگه تو امتحان نداری؟؟؟

***********************




ادامه مطلب


نوع مطلب : ... مطالب طنز ...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


رابطه پسران قبل و بعد از ازدواج با دختران! (طنز)-www.jazzaab.ir
 
 
قبل از ازدواج .....

پسر: بالاخره موقعش شد. خیلی انتظار کشیدم.
 دختر: می‌خوای از پیشت برم؟
 پسر: حتی فکرشم نکن!
دختر: دوسم داری؟
 پسر: البته! هر روز بیشتر از دیروز!
 دختر: تا حالا بهم خیانت کردی؟
 پسر: نه! برای چی می‌پرسی؟
 دختر: منو می‌بوسی؟
 پسر: معلومه! هر موقع که بتونم.
 دختر: منو می‌زنی؟
 پسر: دیوونه شدی؟ من همچین  آدمی‌ام؟!
دختر: می‌تونم بهت اعتماد کنم؟!
 پسر: بله.
 دختر: عزیزم!

 بعد از ازدواج

کاری نداره! از پایین به بالا  بخون ......
 




نوع مطلب : ... مطالب طنز ...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




درباره وبلاگ




دانشجو رشته کامپیوتر(نرم افزار)هستم از خراسان ...
باانتخاب این وبلاگ خوشحالم می کنید.
امــیدوارم محتوی وبلاگ براتون مفیدوسرگرم کننده باشه ♥
افتخارمن انتقادوپیشنهادشماست ♥



The best and most beautiful things in the world cannot be seen or even touched – they must be felt with the heart


مدیر وبلاگ : یکتا ...YEKTA
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو